مکالمه

مکالمات تجاری مقدماتی

۱
در دفتر شرکت بازرگانی
صحنه دفتر یک شرکت بازرگانی در تاشکند آقای پارسا (نماینده شرکت پارسیان از ایران) وارد ساختمان اداری شرکت «بخارا تکستایل» می‌شود تا با مدیر بازرگانی، آقای احمداف، ملاقات کند. منشی شرکت از او پذیرایی می‌کند.
منشی
Assalomu alaykum! Xush kelibsiz. Sizga qanday yordam bera olaman?
سلام علیکم! خوش آمدید. چگونه می‌توانم به شما کمک کنم؟
پارسا
Va alaykum assalom! Men “Parsiyon” kompaniyasidanman. Direktor janob Ahmadov bilan uchrashuvimiz bor. Soat 10 ga yozilganmiz.
علیکم‌السلام! من از شرکت «پارسیان» هستم. با آقای احمداف، مدیر شرکت، قرار ملاقات داریم. برای ساعت ۱۰ ثبت‌نام کرده‌ایم.
منشی
Bir daqiqa, iltimos. Sizning ismingiz?
یک دقیقه، لطفاً. اسم شما؟
پارسا
Parsa.
پارسا.
منشی
Ha, topdim. Iltimos, o‘tiring. Men direktorga xabar beraman.
بله، پیدا کردم. لطفاً بنشینید. به مدیر خبر می‌دهم.
احمداف
Assalomu alaykum, janob Parsa! Tanishganimdan juda xursandman. Marhamat, kabinetga o‘taylik.
سلام علیکم، آقای پارسا! از آشنایی با شما بسیار خوشحالم. بفرمایید، برویم دفتر کار.
پارسا
Tanishganimdan xursandman, janob Ahmadov. Vaqt ajratganingiz uchun rahmat.
از آشنایی با شما خوشحالم، آقای احمداف. از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزارم.
احمداف
Arzimaydi. Eshitganimga ko‘ra, siz O‘zbekiston bozoriga qiziqasiz ekan. Bizning kompaniyamiz to‘qimachilik sohasida ishlaydi.
خواهش می‌کنم. شنیده‌ام که به بازار ازبکستان علاقه‌مندید. شرکت ما در حوزه منسوجات (نساجی) فعالیت می‌کند.
پارسا
Ha, to‘g‘ri. Bizda Eron va Turkiyada juda sifatli matolar va kiyim-kechak bor. Sifat va narx nisbati juda yaxshi.
بله، درست است. ما در ایران و ترکیه، پارچه‌ها و پوشاک بسیار باکیفیتی داریم. نسبت کیفیت به قیمت ما بسیار عالی است.
احمداف
Juda qiziq. Sizning asosiy taklifingiz nima?
خیلی جالب است. پیشنهاد اصلی شما چیست؟
پارسا
Biz O‘zbekiston bozoriga paxta mahsulotlari, shuningdek, tayyor liboslar yetkazib bermoqchimiz. Hamkorlik qilishga tayyormiz.
ما می‌خواهیم به بازار ازبکستان، محصولات پنبه‌ای و همچنین پوشاک آماده عرضه کنیم. برای همکاری آماده‌ایم.
احمداف
Yaxshi. Bu sohada talab ortib bormoqda. Yetkazib berish muddati va to‘lov shartlari qanday?
خوب است. در این حوزه، تقاضا رو به افزایش است. مهلت تحویل و شرایط پرداخت چگونه است؟
پارسا
Shartnoma imzolanganidan keyin 30 kun ichida yetkazamiz. To‘lov — oldindan 30% va yetkazib berilgandan keyin 70%. Sifatni kafolatlaymiz.
پس از امضای قرارداد، ظرف ۳۰ روز تحویل می‌دهیم. پرداخت: ۳۰٪ پیش‌پرداخت و ۷۰٪ پس از تحویل. کیفیت را تضمین می‌کنیم.
احمداف
Taklif juda yaxshi. Menga sizning katalogni va namunalarni ko‘rsangiz.
پیشنهاد شما بسیار خوب است. کاتالوگ و نمونه‌ها را به من نشان دهید.
پارسا
Albatta, mana katalog va namunaviy matolar. Xohlasangiz, laboratoriyada sinab ko‘rishingiz mumkin.
حتماً، اینجا کاتالوگ و پارچه‌های نمونه است. اگر بخواهید، می‌توانید در آزمایشگاه تست کنید.
احمداف
Rahmat. Men bu taklifni jiddiy ko‘rib chiqmoqchiman. Bugun tushdan keyin javob berishga harakat qilaman.
سپاسگزارم. من این پیشنهاد را جدی بررسی می‌کنم. امروز بعدازظهر تلاش می‌کنم پاسخ بدهم.
پارسا
Xo‘p, kutamiz. Kelishuvga umid qilamiz. Yanada ko‘proq ma'lumot kerak bo‘lsa, bizga murojaat qiling.
خوب، منتظر می‌مانیم. به توافق امیدواریم. اگر اطلاعات بیشتری نیاز داشتید، با ما تماس بگیرید.
احمداف
Inshaalloh, kelishuvga erishamiz. Sizga choy taklif qila olamanmi? Eron choyi emas, lekin O‘zbek choyi ham yaxshi!
ان‌شاءالله به توافق می‌رسیم. آیا می‌توانم به شما چای تعارف کنم؟ چای ایرانی نیست، ولی چای ازبک هم خوب است!
پارسا
Katta rahmat, mamnuniyat bilan. Biznes suhbatini choy bilan davom ettiramiz.
خیلی سپاسگزارم، با کمال میل. مذاکره‌ی تجاری را با چای ادامه می‌دهیم.
فایل صوتی ۰۸.۰۱ — دیالوگ
ترجمه

کلمه‌به‌کلمه + تلفظ

۲
ترجمه تحت‌اللفظیازبکی
به شما چه کمک می‌توانم بکنم؟Sizga qanday yordam bera olaman?
ما «پارسیان» شرکت‌از هستیم.Biz “Parsiyon” kompaniyasidanmiz.
مدیر آقای احمداف با ملاقاتِ ما هست.Direktor janob Ahmadov bilan uchrashuvimiz bor.
ساعت ۱۰ به نوشته شده‌ایم (ثبت‌نام کرده‌ایم).Soat 10 ga yozilganmiz.
آشنا شدن‌م‌از خیلی خوشحالم.Tanishganimdan juda xursandman.
زمان اختصاص دادن‌تان برای سپاس.Vaqt ajratganingiz uchun rahmat.
شنیده‌ام‌برابر (طبقِ شنیده‌ها)...Eshitganimga ko‘ra...
کیفیت و قیمت نسبت.Sifat va narx nisbati.
همکاری کردن‌به آماده‌ایم.Hamkorlik qilishga tayyormiz.
رساندن (تحویل) مهلت.Yetkazib berish muddati.
قرارداد امضا شدن‌از بعد.Shartnoma imzolanganidan keyin.
نمونه‌ای پارچه‌ها.Namunaviy matolar.
جدی دیدن (بررسی) می‌خواهم.Jiddiy ko‘rib chiqmoqchiman.
پاسخ دادن‌به تلاش می‌کنم.Javob berishga harakat qilaman.
توافق‌به امید داریم.Kelishuvga umid qilamiz.
مراجعه کنید (تماس بگیرید).Murojaat qiling.
می‌رسیم (به دست می‌آوریم).Erishamiz
خوشحالی با (با خوشحالی).Mamnuniyat bilan.
واژهتلفظ درستاشتباه رایج
hamkorهَمْکُر (با «ه» ساده)«حَمکُر» (با «ح»)
taklifتَکْلیف (با «ت»)«معنای آن با فارسی یکی پنداشته شود (به بخش لغات کلیدی نگاه کنید)»
shartnomaشارتْنامَه (با «ش» و «اَ»)«شِرْت‌نامه»
yetkazibیِتْکازیب (با «ز»)«یَتْکاظیب»
muddatمُدَّت (دقیقاً مثل فارسی، اما با تکیه روی هجای آخر: muddAT)«مودَّت» با تکیه اشتباه روی هجای اول
mamnuniyatمَمْنونییَت (با «ی»)«مَمْنونَیت»
واژگان

کلیدواژه‌ها و ریشه‌شناسی

۳
Kompaniya شرکت
از فرانسوی compagnie که بین‌المللی است. در فارسی، «کمپانی» را بیشتر برای شرکت‌های خارجی به کار می‌بریم و «شرکت» را عربی می‌دانیم. در ازبکی، kompaniya رایج‌ترین واژه برای «شرکت» است.
Hamkorlik همکاری
از فارسی «هم» + «کار» + پسوند ترکی –lik یعنی «با هم کار کردن». این واژه برای ایرانی‌ها کاملاً شفاف است. در دیالوگ، «Hamkorlik qilmoq» یعنی «همکاری کردن».
Taklif پیشنهاد
از عربی «تکلیف» (به معنای وظیفه). اما در فارسی امروزی ایران، «تکلیف» یعنی «وظیفه» یا «حالت اجبار». در ازبکی، taklif یعنی «پیشنهاد تجاری» و «طرح». اگر به یک تاجر ازبکی بگویید «Taklifim bor»، یعنی «پیشنهادی دارم»، نه «تکلیفی دارم». برای «وظیفه» در ازبکی از vazifa استفاده می‌کنند.
Muddati مهلت/مدت
از عربی «مُدَّت» و وارد فارسی و سپس ازبکی شده. در دیالوگ «Yetkazib berish muddati» یعنی «مهلت تحویل». تلفظ آن «مودَّتی» است (با «اوْ»ی عمیق).
Shartnoma قرارداد
از عربی «شرط» + فارسی «نامه». یعنی «نامه شرط‌ها» = قرارداد. این واژه برای فارسی‌زبانان بسیار آشناست، چون خود ما هم از «قرارداد» و «شرط‌نامه» استفاده می‌کنیم.
Sifat کیفیت
از عربی «صفت» (ویژگی). در فارسی، «صفت» یعنی «ویژگی دستوری» و برای کیفیت از «کیفیت» استفاده می‌کنیم. در ازبکی، sifat به معنای «کیفیت» است. پس اگر بگویید «Sifat yaxshi»، یعنی «کیفیت خوب است».
Narx قیمت/نرخ
از عربی «نرخ» که در فارسی هم به کار می‌رود (مثلاً «نرخ ارز»). در ازبکی، narx رایج‌ترین واژه برای قیمت است.
Bozor بازار
از فارسی «بازار». عیناً به همان شکل.
Uchrashuv جلسه/ملاقات
از فعل ترکی uchrashmoq (ملاقات کردن) + پسوند اسم‌سازی. در فارسی، «ملاقات» عربی است.Uchrashuv در ازبکی بسیار پرکاربرد است. «Uchrashuvimiz bor» یعنی «جلسه/ملاقات داریم».
Kelishuv توافق
از فعل ترکی kelishmoq (به توافق رسیدن) + پسوند اسم‌سازی. یعنی «توافق». اگر به توافق برسید، می‌گویید «Kelishuvga erishdik» (به توافق رسیدیم).
دستور

سه قانون ساده

۴
۱زمان گذشته با پسوند «di-» (برای رویدادهای قطعی)

برای بیان کارهایی که در گذشته انجام شده‌اند (مثل ثبت‌نام، امضا، یا آمدن)، از پسوند «di-» استفاده می‌کنیم که با توجه به شخص، تغییر می‌کند.

• kelmoq (آمدن) → keldim (من آمدم)، keldik (ما آمدیم)، keldi (او آمد)
• yozmoq (نوشتن / ثبت کردن) → yozilganmiz (ما ثبت‌نام کرده‌ایم) — که شکل مفعولی گذشته است.

در دیالوگ «Soat 10 ga yozilganmiz» (ما برای ساعت ۱۰ ثبت‌نام کرده‌ایم) — یعنی در گذشته ثبت‌نام انجام شده و نتیجه‌اش الان موجود است.
همچنین «Shartnoma imzolanganidan keyin» (بعد از اینکه قرارداد امضا شد) — که «imzolangan» شکل مفعولی گذشته فعل «امضا کردن» است.

اشتباه رایج: فارسی‌زبانان اغلب زمان حال را با گذشته قاطی می‌کنند. اگر می‌خواهید بگویید «ما آمدیم»، بگویید «Biz keldik»، نه «Biz kelamiz» (ما می‌آییم). حتماً به پایان فعل دقت کنید.

۲بیان هدف با «uchun... » (برای)

برای گفتن «به منظور چیزی» یا «برای انجام کاری»، از «uchun» استفاده می‌کنیم که دقیقاً معادل «برای» در فارسی است.

• «Hamkorlik qilish uchun keldik» = برای همکاری کردن آمدیم.
• «Sifatni tekshirish uchun laboratoriya» = آزمایشگاه برای بررسیِ کیفیت.

در دیالوگ «Biz bu yerga hamkorlik qilish uchun keldik» (ما به اینجا برای همکاری آمدیم).
همچنین «Xohlasangiz, sinab ko‘rishingiz uchun namuna» (اگر بخواهید، نمونه برای امتحان کردنِ شما).

اشتباه رایج: در فارسی، «برای» را با «به خاطر» اشتباه می‌گیریم. در ازبکی، uchun هم برای «هدف» و هم برای «به نفعِ» به کار می‌رود، اما رایج‌ترین کاربرد آن، بیان هدف است.

۳درخواست مؤدبانه برای آینده با «moqchiman-» (می‌خواهم که...)

برای بیان خواست مؤدبانه در زمان حال یا آینده، از ریشه فعل + moqchi- + پسوند شخصی استفاده می‌کنیم. این ساختار معادل «می‌خواهم» در فارسی است، اما بسیار رسمی‌تر و مودبانه‌تر از «xohlamoq».

• ko‘rmoq (دیدن) → ko‘rmoqchiman (می‌خواهم ببینم)
• chiqmoq (بررسی کردن / بیرون آمدن) → ko‘rib chiqmoqchiman (می‌خواهم بررسی کنم)

در دیالوگ «Men bu taklifni jiddiy ko‘rib chiqmoqchiman» یعنی «من می‌خواهم این پیشنهاد را جدی بررسی کنم».
همچنین «Sizga choy taklif qila olamanmi?» که اینجا با «a olamanmi-» (می‌توانم) ترکیب شده.

اشتباه رایج: فارسی‌زبانان معمولاً از «xohlayman» استفاده می‌کنند که خیلی مستقیم و حتی کودکانه به نظر می‌رسد. برای محیط تجاری، «moqchiman-» بسیار حرفه‌ای‌تر و مؤدبانه‌تر است. مثلاً به جای «Men choy xohlayman» (چای می‌خواهم)، بگویید «Choy ichmoqchiman» (می‌خواهم چای بنوشم) که خیلی محترمانه‌تر است.

فرهنگ

سه واقعیت جذاب

۵

در دیالوگ، آقای احمداف در پایان جلسه، پیشنهاد چای می‌دهد. این اتفاق، یک تشریفات ساده نیست؛ بلکه یک آزمون فرهنگی است. در ازبکستان، معمولاً بحث‌های جدی تجاری، پیش از چای شروع نمی‌شوند و پس از چای، به پایان می‌رسند. اگر شما چای را نپذیرید یا عجله کنید، طرف مقابل احساس می‌کند که شما برای دوستی ارزش قائل نیستید و فقط به پول فکر می‌کنید. یک تاجر کارکشته ازبکی، حین نوشیدن چای، ارزیابی نهایی‌اش را از شما انجام می‌دهد. پس حتماً چای را بپذیرید، آن را با آداب خاص بنوشید و بحث تجاری را با آرامش پیش ببرید.

در ازبکستان، کارت ویزیت (vizitka) را با دو دست تقدیم می‌کنند و هنگام دریافت، حتماً به آن نگاه می‌کنند و چند لحظه آن را در دست می‌گیرند (درست مثل ژاپن و کره). این کار نشان می‌دهد که شما به هویت طرف مقابل احترام می‌گذارید. هرگز کارت ویزیت را در جیب پشت شلوار نگذارید یا روی میز با آن بازی نکنید؛ این یک بی‌احترامی بزرگ محسوب می‌شود. همچنین، در جلسات، معمولاً مدیر ارشد (bosh direktor) حرف آخر را می‌زند و سلسله‌مراتب، بسیار جدی گرفته می‌شود.

واژه «Inshaalloh» (ان‌شاءالله) در مکالمات تجاری ازبکستان بسیار رایج است، اما معنای دقیق آن به بافت جمله بستگی دارد. اگر تاجر ازبکی بگوید «Inshaalloh, kelishuvga erishamiz» (ان‌شاءالله به توافق می‌رسیم)، یعنی او جداً به توافق امیدوار است و قصد انجام کار را دارد. اما اگر وسط مذاکره بگوید «Inshaalloh, keyinroq javob» (ان‌شاءالله، بعداً پاسخ)، ممکن است تعارف باشد و نیاز به پیگیری مجدد داشته باشید. برخلاف برخی فرهنگ‌ها که «ان‌شاءالله» را به معنای «نه» می‌دانند، در ازبکستان، معمولاً نشانه خوش‌بینی و تواضع است.

در بسیاری از جلسات تجاری، رسم است که طرف ایرانی یک هدیه کوچک نمادین (مثل صنایع‌دستی، شیرینی مخصوص یا قالیچه کوچک) به همراه داشته باشد و در پایان جلسه تقدیم کند. ازبک‌ها هدیه را با احترام می‌پذیرند و معمولاً در مقابل شما باز نمی‌کنند (تا خجالت نکشند). این هدیه، نشانه حسن نیت است و می‌تواند اعتماد اولیه را به شدت افزایش دهد. به شرطی که هدیه، خیلی بزرگ و پُرجنجال نباشد تا طرف مقابل احساس بدهکاری نکند.

وقتی جلسه به پایان می‌رسد، حتماً از عباراتی مثل «Suhbat uchun rahmat» (سپاس برای گفت‌وگو) و «Hamkorlikka umid qilamiz» (به همکاری امیدواریم) استفاده کنید. در ازبکستان، پایان جلسه با یک دست‌دادن محکم و نگاه مستقیم همراه است و گاهی میزبان شما را تا آسانسور یا در خروجی بدرقه می‌کند. این کار، نشانه نهایت احترام است و شما نیز باید با لبخند و تعظیم مختصر، پاسخ همین محبت را بدهید.